آموزش

واژگانی که بسیار شنیده اید اما املایش را نمی‌دانید!

 

ضرس قاطع: قطعی و حتمی مشغول الذمه: کسی که تعهد و دِین دارد.
ملا نقطی (ملا لغتی نادرست است) صحت آبگرم (ساعت آبگرم نادرست است)
سپاسگزار دست مریزاد: دستت درست، آفرین
پیش غازی (بند باز) و معلق بازی راجع به: درباره ی
مُصَدّع اوقات: مزاحم وقت کسی شدن کنج عزلت: گوشه نشینی، خانه نشینی
مقهور: شکست خورده قریحه: ذوق
مُستأصل: درمانده اِلتفات: توجه کردن
اوان: زمان، هنگام عُنفُوان: اول هر چیز
زَفت: درشت زُفت: تند و بی ارزش
منصوب: نصب شده (آن مدیر به آن مقام منصوب  شد.) مَنسوب: نسبت داه شده (این جمله منسوب به سعدی است.)
مَرهون: مدیون، بدهکار مُصّر بودن: اصرار کننده، سمج
تبحر داشتن: تسلط داشتن طمأنینه: آرام گرفتن، آرامش
فِسق و فُجور: بدکاری، عیاشی سور و سات: تدارکات، ملزومات
مِتاع: کالا، مال مطاع: فرمانروا
مذاق: طعم، مزه مُتقَن: محکم، استوار
خاسته: دستاورد تشَتّت: پراکنده ساختن
حِضانت: پرستاری، نگهداری زجر: سختی ، آزار
ضجر: دلتنگی، بی قراری فراغ بال: آسوده خاطر
حاذق: ماهر ضیق: تنگ، محدود (ضیق وقت)
عِجالتاً: اکنون، فعلا، فورا ستَبر: بزرگ، فربه
فراغ: آسودگی فراق: جدایی – دوری
فی البداهه: در آن واحد مُزمِن: زمان برده
تهدید خوف
هول و هراس رعب و وحشت
هل دادن:  با فشار چیزی یا کسی را افکندن – تنه زدن تساهل: ساده گرفتن و مدارا کردن،

 

محجور: بازداشته شده و منع کرده شده تسامح: نوعی کنار آمدن همراه با نرمی و بزرگواری
تساهل: بخشش و بزرگواری مذموم: نکوهیده – سرزنش شده
طی کردن: پیمودن تی: نوعی وسیله نظافت
لفافه: پوشش بغل: آغوش / کنار
اِنحِطاط: فرو افتادن، پست شدن تلق: ورق شفاف
برهه: روزگار، مرحله (مثال: برهه حساس کنونی) علیرغم: برخلاف میل و خواهش، به ناخواست
مصر بودن: پا فشاری کردن مسری: سرایت کننده، واگیر دار
علی الخصوص: خصوصاً، به ویژه مقال: گفتگو، گفتار، سخن
فرقون یا فرغون هر دو درست هستند. اما فرقان یا فرغان اشتباه است قر و غمزه یا غر و غمزه هر دو درست هستند.
منضبطانضباط نظم زغال و ذغال هر دو درست هستند.
علی الحساب لاشه متعفن
مشمئز کننده: نامطلوب علاف: معطل
حوله و هوله هر دو درست هستند. عاطل و باطل
ارجحیت مغلطه کردن
ترک مراوده صحت و سقم
حاد خزعبلات
ناهار و نهار هر دو درست هستند. ضایعه اسف بار
تراز و طراز هر دو درست هستند. اتراق و اطراق هر دو درست هستند.
ضد و نقیض ابهت
جرأت وسایط نقلیه و وسایل نقلیه
حی و حاضر عُرضه: توانایی
غر زدنغرولند فارسی سلیس
اذهان عمومی جمله قصار
حد و حصر بالفطره
طفره اقصی نقاط جهان
غرور جریحه دار رتق و فتق امور
قِسِر در رفتن ذِله شدن
مَظِنِه: تعرفه غلتیدن
غرض از مزاحمت علی الخصوص
فلاسک هال خانه
معذب وهله
اولویت راجع به موضوع
توجیه ترجیح
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن